ظهر روز سه شنبه من و سجاد تبریز رو ترک کردیم. هوا کمی گرم بود اما می شد رکاب زد. بعد از 60 کیلومتر یکی از دوستان سجاد رو دیدم که می رفت به سمت ارومیه و بعد از اون سلماس! باهم، همرکاب شدیم!

کنار دریاچه با یه جمع 4نفره آشنا شدیم که اونا هم ایرانگردهای جالبی بودن. کمی با هم تو دریاچه ی بنفش رنگ ارومیه شنا کردیم، شنا که چه عرض کنم عملا روی آب سوار بودیم!!!

بعد از جمع کردن وسایل کم کم هوا تاریک شد! بعد از 7 یا 8 کیلومتر رکاب زدن در تاریکی، به عوارضی رسیدیم مجبور شدیم با وانت خودمون رو به ارومیه برسونیم. بابک دوست سجاد هم با لج بازی تو تاریکی به رکاب زدن خودش ادامه داد!!!

ساعت 23:20 رسیدیم ارومیه!

 

 

پی نوشت:

رِدبول در حال حاضر اسپانسرِ ماست نیشخند و سجاد دو باکس رد بول رو بست پشت دوچرخه!!!!




واژه کلیدی :تبریز و واژه کلیدی :ارومیه
نویسنده : امین محمدی ; ساعت ۱٠:٤٩ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۳ شهریور ۱۳۸٩